تبلیغات
نیمه شب را صفحه خانگی خود کنید
افزودن به علاقه مندیها

![]() |
دور یكی از میزها،
وقتی داور بازی در خانه را باز میكند و با این جمله مواجه میشود كه «این بسته قابل شما را ندارد، كاری كنید كه تیم (پ) صعود كند: «جا میخورد ولی خیلی محترمانه بسته را پس میدهد و در را به رویشان میكوبد. البته قبل از اینها با لهجه تركی میگوید: «من اهل این كارها نیستم... اشتباه آمدید!» فردا صبح، داور زنجانی به فدراسیون فوتبال آمد و ماجرا را تعریف كرد و به كمیته داوران پیشنهاد كرد كه یك نفر دیگر بازی پلیآف را سوت بزند و كمیته داوران هم با این پیشنهاد موافقت كرد.
البته این ظاهر قضیه بود چون در پس این ماجرا، یك سناریوی پلید طراحی شده بود. مسوولان تیم (پ) كه میدانستند داور زنجانی اهل معامله نیست، برای تغییر دادن او از این شیوه استفاده كردند تا بعد از رسانهای شدن این اتفاق كمیته داوران داور را تغییر بدهد و قضاوت بازی به فردی برسد كه مطلوب تیم (پ) است. داور عوض شد، تیم (پ) به لیگ برتر صعود كرد و تا مدتها بحث پنالتیهای سوخته بازی پلیآف ادامه داشت.عده معدودی در فوتبال از این داستان خبر دارند.
حتی آن روزها گفته میشد كه رسانهای شدن این ماجرا بهانهای برای كمیته داوران بوده تا توجیه مناسبی برای تغییر داور زنجانی داشته باشد و به سادگی بتواند فرد مورد نظرش را برای قضاوت پلیآف انتخاب كند، چرا كه آن روزهاف داور زنجانی بهترین داور ایران بود و اگر كمیته داوران هر فرد دیگری را غیر از او برای پلیآف انتخاب میكرد، جنجالهای فراوانی به همراه داشت. اینكه 50 میلیون كجا رفت و چه كسانی این پول را گرفتند تا تیم (پ) را به لیگ برتر برسانند، باز كردن یك پرونده كهنه است كه امروز دردی از فوتبال ما دوا نمیكند.
از این اتفاق سالها میگذرد، امروز در
آستانه پایان سال جدید، لیگ برتر روزهای حساسی را سپری میكند. روزهایی كه
ما را یاد جملات دیگر سخنان آن مقام مسوول
خطرناكترین وضعیت ممكن به وجود میآید چرا كه تیم های بالای جدولی و پایین جدولی به شدت به امتیاز احتیاج دارند و این وسط با تیمهای میانه جدولی كه بیانگیزه بازیها را دنبال میكنند وارد معامله میشوند و این بدترین اتفاق در روزهای پایانی لیگ است.
حرفهای زیادی از زبان این مقام مسوول که
حالا در فدراسیون فوتبال پست ندارد شنیده میشد؛ اینكه سال قبل كدام
تیمها با كدام تیمها معامله كردهاند و چه نتایجی رقم خورده است. یكی از
حرفهای جالب
بگذریم؛ برگردیم به فصل جدید و لیگ نهم را زیر ذرهبین بگیریم. همین هفته قبل بود؛ مشاور جوان مدیرعامل یكی از تیم های بزرگ تهرانی ساعت 3 بعد از ظهر وقتی دو بازی از لیگ برتر در جریان بود، به محل تمرین تیمش رفت. سرمربی تیم از او پرسید: فلان بازی چند چند است؟ و جواب شنید: «همین الان بازی مساوی شد... پدر سوخته از اول بازی داخل زمین راه میرود.»
این دیالوگ را یكی از عكاسان كه كنار زمین به ظاهر مشغول عكاسی از تمرین است شنیده است. تلاش برای پیدا كردن بازیكنی كه داخل زمین راه میرفته، شاید نیاز به بازبینی فیلم بازی داشته باشد اما این خیلی مهم نیست.
چیزی كه ما را سخت به فكر فرو میبرد، اتفاقاتی است كه زیر پوست لیگ نهم در جریان است و ما شاید نمونههای اندكی از آنها را بشنویم و حس كنیم. هفته بیست و نهم لیگ برتر هم تمام شد؛ تا پایان لیگ شش هفته بیشتر باقی نمانده است. شاید دقت روی بازیها و اتفاقاتی كه در مسابقات میافتد امروز خیلی عجیب نباشد اما نقل و انتقالات تابستانی پرده از واقعیتهایی برمیدارد كه در روزهای پایانی لیگ رقم خورده است. فلان مربی به تیم جدید میرود و فلان بازیكن سر از تیم فلان مربی درمیآورد. متاسفانه اینها واقعیتهای تلخ لیگ ایران است كه سرنوشت بازیها در فضایی خارج از مستطیل سبز رقم میخورد. چه باید كرد؟ وقتی سند و مدركی نیست چه باید كرد؟
روزهای معاملات یكی پس از دیگری میگذرد و آقا حمید – دلال معروف – لابد مثل سال 86 با چمدان پر از پول از این شهر به آن شهر میرود و شاد و خندان نتایج را رقم میزند و ما اندر خم یك كوچهایم كه فلان تیم قهرمان میشود و بهمان تیم سقوط میكند، غافل از اینكه از حالا نام قهرمانها و سقوط كردهها در چمدان پر از پول آقا حمید و دوستان دلالش است كه نه تنها در نقل و انتقالات بازیكن جابجا میكنند كه در فصل معاملات هم نتایج را رقم میزنند.

این
بازیکن جوان استقلال قبل از تمرین عصر امروز تیمش در زمین شهرک اکباتان و
بیرون از محوطه ورزشگاه شهید دستگردی به ناگهان با حمله چند فرد ناشناس
قرار گرفت .
محبوب مجاز پس از تمرین درباره اتفاق رخ داده قبل از
شروع تمرین گفت:« درحالی که می خواستم وارد ورزشگاه دستگردی شوم ، چند نفر
فریاد زدند ، این بازیکن استقلال است و بعد به سمتم حمله ور شدند »
هنوز علت دقیق این درگیری مشخص نیست و البته محبوب مجاز جوان بی آنکه آسیب جدی دیده باشد در تمرین تیمش شرکت کرد.