تبلیغات
نیمه شب را صفحه خانگی خود کنید
افزودن به علاقه مندیها

| |
شعر امروز ایران
آتفه چهار محالیان
آتفه چهار محالیان متولد 1360 در شهرستان شوشتری است. او تحصیلکردهی رشتهی جامعه شناسی و مولف مجموعه اشعار «دارم با رشد شانههای میت راه می روم» (1381) و «بغلم کن شبلی» (1384) است. فی البداهه گی معطوف به وهم، خلسه و اشراق و وجهی معلق بین سورئالیسم و رویکرد زبانی ناظر به نوشتاری اتوماتیزه و خودکار و گسستهای نحوی از ویژگیهای شعر چهار محالیان است. میل شدید او به سوگواری در اشعارش خصیصه ای شدیدا سورئالیستی بوده که بر این اعتقاد است که تنها رنج است که آگاهی میدهد. چهار محالیان اسلاف خویش را در شعر معاصر فارسی شعر حجم و شعر دیگر میبیند.
1/ بنفش
بی بنفش از کجا میگذرند؟
پشت چیزهایی مخفی آن ور فرکانس آدم
صدای گریه میدهی
رو به رویت را آینه میآوری اما
من به ایستادنت کشیده میشوم بر پا
بکشانمت سمت تنها؟
زیر رودخانه کامل میشوند فلسهایمان
هلاک روئیدن نیشکر در گاو
آتشم میزند بوی این دریا
میگویند دیگران ضخیم ات را از کجا میآوری از کجا؟
مثل لرز جریحه در ثبات ستاره
آسمان مرا خطیر میکنی تعمد جسمانی، برش برهنه!
جایی رنگها فراتر را میبرند
به گوشه در کتابهای درسی غرق
مینویسم
حس لامسه زندگی را کافی نمیکند
بعد
علی رغم پدر
میان لختههای خونی زنت میشوم
2/ بنفش
دستم را از چیزی بنفش می گذرانم
دستت را میگذرانی از چیزی در رنگ
سیاه فواره می کشد در کلمات خودش مرگ
به صورتی میپیچد و زن
در بستر سنگ سپید میشود
پرنده ای مست در پیراهن سوسن
دستهایت را میکشانم به پیراهن
پیراهن من دستهایت را میدرد و درد
از فقرات آلوچه سیاه میگذرد
لک دندان بزن بر زن
تن
که زیر دستهایت از سپید میگریزد
مرا به دوباره بیاور
به بوی سوزش آدم در سطر
کودک میمیرد و از مادر موسیقی بلند میشود
تو را می آلایم به برهنه پاشیدن در چشم
میآلایمت به زیستنی در عقرب
و گیسوهایم که بیابانت میکند
کی برم میگرداند از زلزله از دور تر
دور تر
که ریختن ساختمانهایی کمرنگ
آسمان را بلند میکند
لیلا صادقی
لیلا صادقی متولد 1356 در تهران و در زمینه شعر و داستان نویسی تجربی، تصویری، چند رسانه ای و زبان محور فعالیت میکند که سبکی نو در ادبیات داستانی ایران محسوب میشود. او به طور همزمان در دو رشته ادبیات فارسی و مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی تحصیل کرد و سپس در رشته زبان شناسی همگانی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه تحصیل داد. او بیشتر به عنوان یک داستان نویس مطرح است اما به طور جدی شعری با رویکرد زبانی را دنبال میکند و در اشعار خود عمل نوشتن را به عنوان نقطه عزیمت کارش در نظر دارد. او مجموعه شعر «من از غلطهای نحوی معذورم» را آماده ی چاپ دارد و آثار چاپ شده او عبارتند از: ضمیر چهارم شخص مفرد (1379)، مجموعه داستان «وقتم کن که بگذرم» (1380)، مجموعه داستان «اگه اون لیلاست، پس من کیام؟» (1381)، ترجمه داستانکهای میم. استانلی بویین (1381)، ابررمان چند رسانه ای «داستانهایی برعکس» (1388)
لیلا صادقی در اثر قابل توجه خود با عنوان «داستانهایی برعکس» که کاری چند رسانه ای و به صورت ابر داستان است که بخش اول کار بر روی لوح فشرده وبخش دوم به صورت کتاب است که لوح فشرده و کتاب با همدیگر نقش تعاملی دارند که قرار نیست همدیگر را تکمیل کنند. داستانها بر روی سی و دو عکس نوشته شدند که شخصیتهای این داستانها سی و دو حرف الفبا هستند. این اثر برای اولین بار در ماه مارس 2009 در فستیوال چهرهی زنان در کلن اجرا شد و سه هفته بعد نیز در جلسهی دیگری به طور اختصاصی ارائه شد.
یکی درمیان
در انتهای یک جمله شروع میشوم و
میبینم طعم سیگارم فرق کرده است
هنوز دوستت دارم را طوری میگویی که انگار تمام شد
سکوت میکنم یکی درمیان در ابتدای جمله ای که
نمیگویم
چقدر انتزاعی تر از خدا ایستاده ای توی فکرم
چقدر نگاهت میکنم غم انگیز تر از گفتن یک تسلیت
چقدر نمیروی وقتی که نمیشود باشی
وقتی طعم سیگارم فرق کرده است
سر و ته میکشم حرفهایی که دود میشوند و میسوزد
لبم
هنوز دوستت دارم را غم انگیز تر از گفتن یک تسلیت
چقدر نمیروی یکی در میان جمله ای که نمیگویم
چقدر انتزاعی تر از نگاه در انتهای سکوت
چقدر ایستاده ای وقتی که نمیشود انگار تمام شد.
لیلی گله داران
لیلی گله داران متولد 1355 در بندر بوشهر و ساکن رم ایتالیاست. او تحصیل خود را تا مقطع فوق لیسانس در رشته کارگردانی تئاتر در ایران ادامه داد و سپس دکترای خود را در همین رشته از دانشگاه رم ایتالیا دریافت کرد. لیلی گله داران با مجموعه شعر «زن/ مخروط سیاه» در سال 1379 خود را به شعر ایران معرفی کرد و سپس با کتاب «یوسفی که لب نزدم» (1381) برندهی جایزه شعر کارنامه شد و نام خود را به عنوان یکی از زنان شاعر موفق مطرح کرد. شعر گله داران بیشتر مبتنی بر یک کمپوزیسیون باز است که وجهی روایی را مطمح نظر دارد اما نهایتا صورتی گسسته و انشقاقی را به آن میدهد. او در شعرش بر جزئیات تاکید فراوان دارد و زاویه دید منحصر به فردی در ارائه شعرش دارد و همچنین تاثیر تئاتر در آثارش کاملا به چشم میآید. او مجموعه اشعار «سینیور» و «همهی راهها به رم» را نیز در دست چاپ دارد.
هرگز نمیشود
سگ اش خیز برداشته
باد
و در کلاه
شنل
اسب اش
روی دو پا
شیهه
مهار شده با افسار
هر بار که میبینمش همان
تیزی
درست میان دو چشمم و
راست بر تیغه دماغ
عوض نمیشود
هر روز که رو به رویش
نان شیر مال کفترها را ریز ریز میکنم
خسته که دورش میزنم
یا در ایستگاه منتظرم
شمشیرش
همیشه دنبالم
نه
عوض شدنی نیست
نه شماره کفش آهنی اش بر رکاب
نه ماهیچههای منقبض صورت برنزه اش
هیچ وقت
نه عوض
نه به من نگاه
مرد بزرگ میدان
بر صفه ای از سنگ و
چلغوز کبوترها