تبلیغات
نیمه شب را صفحه خانگی خود کنید
افزودن به علاقه مندیها

![]() |
در فیلمهای پدر فقید زمینه وقوعش را فراهم
نكرده بود.
نه
سال پیش با فیلم آب و آتش او با یك پیچ تند هم تصورات ما از خودش در تكرار
نقش دختران معصوم و بغض آلود را فروریخت. مریم شكوهی با آن پسرعموی
سنگدلش تیشهای بود به ریشه همه تصورات ما از لیلا حاتمی. او یك بازیگر
كامل بود. لیلای مهرجوئی و مریم فیلم آب و آتش فریدون جیرانی برایش ارج و
قرب و توجه آوردند. او توانست بار سنگینی كه این دو فیلم بردوشش گذاشته
بودند، با دیپلم افتخارفجر و تندیس خانه سینما به سلامت زمین بگذارد. اما
تكرار فیلمهایی كه دوباره لیلا را به همان وادی معصومیت ذاتی و بغض ابدی
میكشاند، آرام آرام ما را به فراموشی آن پیچ تند فرامی خواند.
او در این سال ها طعم مادر شدن را چشید و سنش هر سال با تكرار همان نقشها بالا می رفت، تا ما هم چنان دل خوش آرامش چهرهایی باشیم كه یادآور صحنههای باشكوه عاشقیت در فیلمهای پدرش بود. اما پیچ تند دوباره در راه بود. بگذارید قبل از رسیدن به این پیچ تند كمی درباره لیلا حاتمی حرف بزنیم. در رشتهٔ ریاضی فیزیک در تهران دیپلم گرفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشتهٔ برق شروع به تحصیل کرد. پس از دو سال به لوزان سوئیس رفت تا ادبیات فرانسه بخواند.
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
به علت بیماری پدرش در ۱۳۷۵ تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت. این همه تغییر مسیر را جز پیچ تند چه می توان نامید. میخواهم بازهم درباره لیلا حاتمی حرف بزنم. درباره این كه او فیلمنامه شبافتتاح نوشته جان كاساواتیس را ترجمه كرده. فیلمنامه فیلمی درباره تنهائی. درباره دلشوره و تنهائی بازیگر روی صحنه. درباره انجام بازی در میان جمع در اوج تمنای نیاز به گوشه نشینی و عزلت. حالا سرجمع حرف هایم را می خواهم این طور ادامه بدهم. كه آن تحصیلات ناكام از برق به ادبیات فرانسه و از تهران به لوزان و این ترجمه از این فیلم خاص تكلیف ما را با لیلا حاتمی روشن میكند. او آرامش خود و فیلمهای عادیش را به یك باره با یك پیچ تند بهم می زند.